محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
1016
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خاصگيان او كه آنجا بودند . و هم بدان روز اندر كه بو مسلم وعده نهاده بود كه بو داود عثمان را به بلخ بكشد ، على را هم اندر آن روز به مرو بكشت با خاصگيان او . و مرو و خراسان و ما وراء النهر بو مسلم را صافى شد . و سباع بن نعمان الازدى را به ما وراء النهر فرستاد . و قحطبة بن شبيب از امام بازآمد و بو مسلم را نامه آورد و خلعت آورد ، و ابو مسلم همه خراسان صافى كرده بود . و به دست نصر بن سيّار جز نشابور نمانده بود . پس بو مسلم خلعت امام اندر پوشيد و تدبير كار نصر گرفت . و با نصر به نشابور اندر سپاه بسيار گرد آمده بود بر مقدار سىهزار مرد ، و نصر پسرش را ، تميم بن نصر ، به طوس فرستاد با ده هزار مرد و بفرمود كز آنجا آهنگ نسا و باورد كند . و بسّام بن ابراهيم و موسى بن كعب كه داعيان نسا و باورد بودند نامه كردند به بو مسلم به خبر تميم بن نصر . بو مسلم قحطبه را بيرون [ 369 b ص ] كرد با پنج هزار مرد ، و اميرى طوس و نشابور و حرب نصر او را داد . قحطبة بن شبيب به سرخس آمد ، و از سرخس آهنگ طوس كرد . و بسّام و موسى بن كعب از نسا و باورد بيامدند با سپاه ، و از آن سوى روى به طوس نهادند ، و تميم بن نصر به ميان اندر گرفتند و حرب كردند . تميم كشته شد و سپاه او به هزيمت به نشابور آمدند . و نصر از نشابور به هزيمت برفت و به قومس شد . و قحطبه به نشابور آمد . و يزيد بن عمر بن هبيره مردى را از عراق ، نام او نباتة بن حنظله به يارى نصر فرستاده بود با ده هزار مرد ، و اميرى گرگان او را داده بود . و اين نباته به گرگان شده بود تا ساخت كند و به نشابور شود به يارى نصر . پس نصر از قومس به گرگان شد و با نباته يكى شد . و بو مسلم نامه كرد به قحطبه ، و اميرى گرگان او را داد و بفرمود كه به گرگان شو ، و حرب كن . قحطبه به گرگان آمد و حرب كرد به اوّل ذى الحجّهء سال صد و سى . و قحطبه مر نباته را بكشت . و نصر به هزيمت برفت و روى به رى نهاد . و قحطبه پسر خويش را ، حسن بن قحطبه با سه هزار مرد از پس نصر بفرستاد . و نصر به رى بيمار شد و بفرمود تا به محمل برگرفتند و روى به عراق نهاد . چون به همدان رسيد بمرد به ماه ربيع الاول اندر سال صد و سى و يك . و نصر بن سيّار هشتاد و پنج ساله بود . ]